ستاره شب
بعضی ها را برای یک ساعت
بعضی را برای یک روز
بعضی را برای یک سال
و بعضی را برای همیشه...
خسته ام کرده همین فاصله ها
چقدر خسته از این بودن ها
خسته ام کرده سکوت
خسته ام می کند این دل تنگی
خسته ام می کند این تاریکی
خسته ام کرده همین بودن ها
بودنم بی تو، چقدر غمگین است
"رفتنت، رفتنم " بر دلم سنگین است

به هنگامی که رشته ی دار من از هم گسست.
چنان چون فرمان بخششی فرودآمد
...
هم در آن هنگام
که زمین را دیگر
به رهایی من امیدی نبود
ومرابه جزاین
امکان انتقامی
که بد اندیشانه بی گناه بمانم!
...
جستن اش را پانفرسودم
نه عشق نخستین
نه امید آخرین بود
نیز،
پیام ما لبخندی نبود
_ نه اشکی _
هم چنان که ، با یکدیگر چون به سخن در آمدیم
گفتنی ها را همه گفته یافتیم
چندان که دیگر هیچ چیز در میانه
ناگفته نمانده بود .

چیزی نگذشته از حلش، یه مشکله بزرگتر پیش میاد همه اش ؟
چقدر بلند بگم، دادبزنم، بابا من تحملشو ندارم
ظرفیتم کمه خب... وای خدا
واقعا تحمل بعضی چیزا غیر قابل تصور ه
حالا دیگه پیش بیاد واسه ات
واسه یکی از عزیزانت
"هم همینطور!!!"
اون وقت دیگه میشه غیر قابل باور
اون موقع اس که دیگه هنگ میکنی
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |










